|
با مقلب القلوب والابصار یا مدبر الیل والنهار یا محول الحول و الاحوال حول حالنا الی احسن الحال آغاز می شود به زیبایی پرواز پرستو ها،به لطافت باز شدن غنچه گل سرخ و به امید حضور هر آنچه برکت، نعمت و محبت است .نسیم سر مست و سبکبال چونان اعیاد، معطر و خندان به این سو دامن می کشد و سلام می دهد و با ما سخن می گوید .او میخواهد بگوید به تماشا بنیشینم که طراوت ترنم، محبت،نیایش،سجود، سرافرازی و هر آنچه جزو صفات نیکو و پسندیده است، با ما همراه شده اند .می خواهد بگوید که می آید تا سرود وصل و رویش زمزمه ساز کلاممان شود و می خواهد بگوید که می آید تا آنهایی که گل لبخندشان را در انجماد لحظه های دلتنگی وام داده اند ،شکوفا سازد .و این جنین بهار ،پیام آور دوستی و مهربانی می شود؛ چرا که بهار رویداد عظیم و حیرت آوری است که در آن شعر وشعور و شادمانی دست به دست هم می دهند و ضیافت ذهن ما را مزین می کنند .باشد که در این ضیافت یا خانه تکانی ذهن،با شادی آن را طی کنند .
بوی باران،بوی سبزه، بوی خاک شاخه های شسته،باران خورده،پاک آسمان آبی و ابر سپید برگ های سبزبید عطر نرگس،رقص باد نغمه و بانگ پرستوهای شاد خلوت گرم کبوتر های مست نرم نرمک می رسد ا ینک بهار خوش به حال روز گار «
هر روزتان نوروز باد ایام می آیند تا بر شما مبارک شوند رفقا عزیز و خوبم خونه تکونی دل هایتان، غبار غم و غصه را از آن بزدایید و باز هم مثل همیشه با دل های زنده و سر شار از خوبی به پیشواز بهار طبیعت بروید من از طرف خودم سال نو رو به همه دوستانم اونای که دوسشون دارم تبریک میگم ان شاالله که همتون به هر چیزی که می خواید برسید تعطیلات خوبی رو براتون آرزو می کنم زندگی در جست جو پیچیده است اصل او در آرزو پیچیده است با آرزوی رسیدن به آرزو هایتان
تماشایی ترین تماشائی ترین تصویر دنیا می شوی گاهی دلم می پاشد ازهم بس که زیبا می شوی گاهی حضور گاه گاهت مثل بازی خورشید با ابر است که پیدا می شوی گاهی و پنهان می شوی گاهی
آب و سبزه شمع و آتشدان سرکه سمنو سیب سیر سماق سنجد آینه انار سکه ماهی
نام من نام من عشق است، مي شناسيدم؟ زخمي ام با شما طي كرده ام راه درازي را خسته هستم خسته آيا مي شناسيدم؟ راه ششصد ساله اي از دفتر تا غزلهاي شما ،ها مي شناسيدم؟ اين زمانم گرچه ابر تيره پوشيده است من همان خورشيدم اما مي شناسيدم؟ پاي رهوارش شكسته سنگلاخ دهر اينك اين افتاده از پا مي شناسيدم؟ مي شناسد چشمهايم چهرهاتان را همچناني كه شما ها مي شناسيدم اين چنين از من رو نگردانيد در مبنديد به حاشا ميشناسيدم من همان دريايتان،اي رهروان عشق رود هاي رو به دريا مي شناسيدم اصل من بودم بهانه بود و فرعي بود عشق در كف من بريدم بيستون را مي شناسيدم سمخ كرده چهره ام را گرچه اين ايام با همين ديدار حتي مي شناسيدم من همانم،مهربان سالهاي دور رفته ام از يادتان يا مي شناسيدم
من وتو، سيب سرخ هر وقت مي خورم سيبي، ياد طعم عشق مي افتم،ياد جمله و در خيال خود به باغ سيبي مي روم به يادت گاز مي زنم ازآن،مي خورم تا آخرين گاز سيب را، بعد از آن، سيب سرخ ديگري چيدم دادم برايت آن را برداشتي پس با چشمان پر فراغت گفتي « « باز در رويايم مي بينم، روزي با هم از درخت سيبي،سيب سرخ عشق را چيدم و با هم طعم عشق را چشيديم تا بدانم و به ديگران بهفهما نيم «
ندارم حسرت گل در زمانه گلی خوش رنگ و بو دارم نجانه به هر گلبرگ ناز نازنینش گرفته مرغ جانم آشیانه همیشه دل به امید تو بسته به امید تو در کنجی نشستم نرفتم بر دری جز درگه تو نزد حز بر در تو حلقه دستم به عمری انتظار او نشستم بیاد آن گل خشبو نشستم گشودم چشم دل با خاطری جمع سر راهش پریشان مو نشستم بهار آمد نوای بلبل آمد صبا تر دامن از عطر گل آمد بشارت می دهد ما را بنفشه که دور از چشم گلچین سنبل آمد از علی ترکی
|
درباره وبلاگ![]()
سلام دوستای خوبم
هفته دوم فروردین 1387 هفته سوم دی 1386 هفته چهارم مهر 1386 هفته دوم مهر 1386 هفته چهارم شهریور 1386 هفته اوّل شهریور 1386 هفته چهارم مرداد 1386 هفته دوم مرداد 1386 هفته چهارم خرداد 1386 هفته چهارم اردیبهشت 1386 هفته اوّل فروردین 1386 پیوندها
ارزو عزیز |